به گزارش مشرق، مهدی محمدی، مشاور راهبردی رئیس مجلس، در کانال تلگرامی خود تحلیلی منتشر کرده است:
از دیدگاه استراتژیک و عملیاتی، ما در «لحظه صفر» قرار داریم؛ اطلاعات و تحلیلها نشاندهنده احتمال وقوع یک تحول بزرگ هستند. پرسش اصلی این است: چه کسی و چه زمانی ابتکار عمل را به دست خواهد گرفت و آن را تا پایان درگیری حفظ خواهد کرد؟
نتانیاهو و پارادوکس انتخابات
قواعد جنگ آینده بیش از اراده ترامپ یا وضعیت منطقه، تحت تأثیر ذهنیت نتانیاهو است. او در بحبوحه بحران سیاسی و آیندهای مبهم، راه نجات را در تشدید اوضاع میبیند و به دنبال زمانی است که درگیری با ایران بیشترین تأثیر را بر انتخابات ۵ آبان داشته باشد. ترامپ نیز میان ادامه جنگ (که اکثریت آمریکاییها مخالف آن هستند) و توقف آن (که به معنای پذیرش شکست است) گرفتار شده و عملاً بازی را به نتانیاهو واگذار کرده است.
هفته سرنوشتساز
احتمال زیادی وجود دارد که هفته آینده شاهد تحولات کلیدی باشیم؛ اگرچه پیشبینی قطعی نیست، اما شواهد آن را تأیید میکنند. ذهن دشمن درگیر دو سوال است: آیا به اهدافش میرسد و میتواند از شکست عملیات در لحظه اول جلوگیری کند؟ و اگر عملیات قطعی شد، ایران چگونه واکنش نشان خواهد داد؟
دو برداشت متفاوت از جنگ
در حال حاضر، مسئله «وقوع یا عدم وقوع جنگ» نیست؛ دادهها از درگیری قریبالوقوع خبر میدهند. مسئله زمان و نحوه آغاز آن برای وارد آوردن مؤثرترین ضربه است. دشمن فرمول جدیدی در ذهن ندارد و میخواهد کپی ناقصی از جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه را تکرار کند و به محیط داخلی ایران، کاهش تابآوری افکار عمومی و اختلافات داخلی امید بسته است. اما ما اجازه تکرار گذشته را نمیدهیم و مانند دو جنگ قبلی، جنگ جدیدی را خلق خواهیم کرد؛ دشمن باز هم از این جهت غافلگیر خواهد شد.
استراتژی ما
ما در فاز غافلگیری قرار داریم و با روش متقارن نخواهیم جنگید. جنگ ما نامتقارن، تهاجمی و تعیینکننده خواهد بود: حمله غافلگیرانه به نقاط قوت دشمن و حمله مستمر به نقاط ضعف او، تا دشمن نتواند از تواناییهایش استفاده کند، محاسباتش اشتباه از آب درآید و ابتکار عمل را از دست بدهد. باید به استراتژی دشمن حمله کنیم و با برنامهای متفاوت وارد درگیری شده و از آن خارج شویم.
میدان نبرد؛ تنگه هرمز و فراتر
دشمن جنگی کوتاه اما با شدت بالا را طراحی میکند؛ ما آمادهایم و جنگ محدود و کوتاهمدت وجود نخواهد داشت. در تنگه هرمز تحول بزرگی رخ داده است: نیروی دریایی و هوافضا مشترکاً عمل میکنند، شدت و عمق شلیکها چندین برابر شده، در کنار پهپادها موشکهای قویتری به کار میروند، کشتیهای بزرگ در نقاط حساس هدف قرار گرفته و غرق میشوند و مینگذاریها با فناوری جدید انجام میشود. دسترسی دشمنان به نفت همچنان کاهش مییابد؛ نفت برنت ۱۱۳ دلار و نفت فیزیکی حداقل ۳۰ دلار بالاتر از این در دریا معامله میشود. راهبرد نظامی برای باز کردن هرمز وجود ندارد و ایران به دلیل تسلط جغرافیایی، بر آن حاکم است.
آسمان ایران بسته است
آمریکا به دنبال موشکهای نقطهزن و دوربرد برای نیروهایش است؛ اما اعتراف پنهان این است که آسمان ایران آنقدر که تصور میکردند باز نیست. پدافند قوی و درس هاب بومی با اراده ما توسعه یافته است.
جنگ موجودیتی و «خط قرمز صفر»
تعبیر نتانیاهو و ترامپ به معنای تبدیل جنگ به جنگی موجودیتی برای ایران است. در چنین جنگی، ایران متفاوت خواهد جنگید و وارد «خط قرمز صفر» میشود: وقتی هدف دیده میشود، معیار موفقیت در شلیک است. اگر آنها برای نابودی ایران برنامهریزی کنند، ایران نیز حمله خود را به سمت دکترین نابودی رژیم اسرائیل سوق خواهد داد؛ تا زمانی که این رژیم در سرزمینهای اشغالی است، یا ما میمانیم—که هزاران سال است هستیم—یا آنها باید بروند.
وحدت ملی
در آستانه سومین جنگ در دو سال اخیر، برخی به جای تمرکز بر دشمن، رقبای سیاسی را متهم میکنند. کسانی که میدان نبرد را تحریف میکنند، همکاران دشمن هستند. در جنگی موجودیتی، ادامه درگیریهای انتخاباتی و کشمکشهای داخلی به جای مقابله با دشمن قابل تحمل نیست. رهبری شروط مذاکره را تعیین کردهاند. ما دعوای داخلی نداریم، اما اگر کسی کشور را به بحران داخلی بکشاند، بیتفاوت نخواهیم بود.
سخن پایانی
روزهای مهم فرا رسیده است؛ درسها را آموختهایم و تدارکات لازم را دیدهایم. اکنون باید آموختهها را به کار گیریم. در همین ساعات مشخص خواهد شد که ابتکار عمل در دست کیست. جمهوری اسلامی با برنامه و ارزیابی جدید وارد درگیری میشود: دشمن میخواهد گذشته را تکرار کند؛ ما اجازه نخواهیم داد.